تبلیغات
گفتگو

گفتگو

بیائید با هم احرام تفکر ببندیم، در پناه خدای مهربان (نام پرونده: تدفین شهدا در دانشگاه امیرکبیر)

فیلم هایی از مراسم تدفین شهداء

به نام خدا

برای نقابل صحیح رسانه ای پست قبلی به گزارش مخالفین تدفین از مراسم تدفین اختصاص داده شده بود. این پست نیز عینا از وبلاگ همکلاسی به عنوان یک مطلب موافق نقل می شود که حاوی مستندات تهیه شده توسط نویسنده از مراسم است.

خود من در این مراسم حضور داشتم و این کلیپ ها توسط خودم فیلمبرداری شده است.

 تلاش یکی از بسیجیان برای آرام کردن دختری که فریاد می زد: توپ تانک بسیجی تا کی آدم فریبی؟

 

 

 

 

 دانلود کلیپ  3gp حجم 500KB

دانلود کلیپ  wmv حجم 1.6MB  

 

   

 



مخالفان دفن شهدا در دانشگاه به محل دفن شهدا نزدیک می شدند که بسیجی ها با تشکیل دیواره انسانی جلوی آنها را گرفتند و در گیری هایی بوجود آمد.

دانلود  3gp حجم 1.6MB

دانلود wmv  حجم  5.3MB


عقب نشینی بسیجیان و نزدیک شدن مخالفان تدفین شهدا به مزار شهدا

دانلود  3gp  حجم 700KB

دانلود  wmv  حجم 2.3MB


یکی از غم انگیز ترین قسمت های مراسم:

مجری مراسم اعلام می کند که صفوف نماز را تشکیل دهید تا بر پیکر شهدا نماز خوانده شود

ولی بسیجیان و مخالفان همچنان با هم درگیر بودند و تعداد خیلی کمی بر پیکر شهدا نماز خواندند.

دانلود  3gp حجم 300KB

دانلود  wmv حجم 1.3MB


 کف زدن و خواندن شعار یار دبستانی توسط مخالفان تدفین شهدا در کنار عزاداری و سینه زنی بسیجیان

دانلود  3gp حجم 2.6MB

دانلود wmv حجم 8.5MB


در گیری دختران دانشجو با بسیجیان !

در این کلیپ دو صحنه غیر اخلاقی! وجود دارد.

این دانشجو در کلیپ اول در بین بسیجیان بود و در این کلیپ بین مخالفان تدفین

اگر اطلاعاتی درباره هویت وی دارید با من تماس بگیرید: goldooni@gmail.com

 

دانلود 3gp حجم 1.9MB

دانلود wmv حجم 6.2MB


مظلومیت یک دختر بسیجی در برابر پاره شدن پلاکاردش توسط مخالفان تدفین شهدا

می خواستم مخفیانه فیلمبرداری کنم ولی متوجه شدند.

دانلود  500KB فرمت 3gp

دانلود  1.7MB  فرمت wmv


جشن و پایکوبی مخالفان تدفین شهدا نزدیک مزار شهدا

دانلود  1.6MB  فرمت 3gp

دانلود  5.1MB فرمت wmv


علی نورایی رییس بسیج دانشگاه تهران بسیجیان را به بیرون داشگاه هدایت می کند

و شعار ناهار دیگه تموم شد بسیجی برو گم شو

ای خواهر بسیجی دانشگاه رستوران نیست

دانلود 600KB  فرمت 3gp

دانلود  2MB  فرمت wmv

برخی از مخالفان تدفین شهدا در دانشگاه میر کبیر این آیه از قرآن کریم را مستمسک خود ساخته بودند:

بسم الله الرحمن الرحیم الهکم التکاثر حتى زرتم المقابر کلا سوف تعلمون ثم کلا سوف تعلمون کلا لو تعلمون علم الیقین لترون الجحیم ثم لترونها عین الیقین ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم . یعنى افزون طلبى و بسیار نمائى سرگرمتان ساخته است و به نابودیتان مى کشاند تا جائى که به گورها برسید بس کنید که به زودى خواهید فهمید. باز هم بس کنید که به زودى خواهید فهمید. بس کنید که شما از سرنوشت آینده خود آگاهى ندارید و اگر نسبت به آینده خود آگاهى داشتید (چنین نمى کردید) البته که شما جهنم را خواهید دید، آنگاه جهنم را به دیده یقین خواهید دید، و در آن روز نسبت به آن نعمتى که به شما داده شده مورد باز خواهى و باز پرسى قرار خواهید گرفت .
منبع: http://www.ghadeer.org/hekayat/Mardan_5/mard5007.htm

بعضی از شعار هایی که توسط دانشجویان مخالف تدفین شهدا داده می شد:

دفن شهید گمنام نمی خواهیم نمی خواهیم

نصر من ا... و فتح قریب ننگ بر این دولت مردم فریب

مرگ بر دیکتاتور

بسیجی برو گم شو!

بسیجی وحشی شده!

آزادی اندیشه با ریش و پشم نمی شه!

مرگ بر طالبان چه کابل چه تهران!

بسیجی حیا کن دانشگاه رو رها کن!

 

 

 

 

 

 

باتوم جیبی تاشو

به غنیمت گرفته شده از مخالفان تدفین شهدا

 



گزارش بی بی سی از تدفین شهدا در دانشگاه امیرکبیر

به عنوان مخالف این مطلب از وبلاگ همکلاسی (دانشجویان دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی) عینا نقل می شود:

اتفاقات اخیر در دانشگاه امیرکبیر از نگاه بی بی سی 

 

در پی به خاکسپاری پنج تن از سربازان گمنام جنگ ایران و عراق در دانشگاه امیرکبیر تهران، محوطه این دانشگاه و خیابان های اطراف به صحنه برخورد نیروهای انتظامی و طرفداران گروه های تندرو با گروهی از دانشجویان معترض تبدیل شد.

منابع دانشجویی مانند خبرنامه دانشجویان دانشگاه امیرکبیر و سایت ادوار نیوز از بازداشت ده ها تن از دانشجویان معترض و انتقال آنها به کلانتری ۱۰۷ تهران خبر داده اند.

گزارش های جام جهان نما در این مورد

گزارش های جام جهان نما در این مورد

از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2009/02/090224_students_arrest.shtml

بالا ^^


تعداد دانشجویان بازداشت شده حدود هفتاد تن گزارش شده بود که سی تن از آنها دانشجویان دختر بودند.

خبرنامه امیرکبیر صبح روز سه شنبه ۶ اسفند از آزاد شدن حدود ۴۰ تن از دانشجویانی خبر داد که پیش تر از بازداشت آنها گزارش داده بود.

گزارش ها بیانگر جو امنیتی شدید در دانشگاه امیرکبیر و محلات اطراف همزمان با تدفین شهدای گمنام جنگ در روز دوشنبه بوده است.

حسین باستانی، روزنامه نگار مقیم پاریس می گوید نیروهای انتظامی از چند روز پیش مانع از ورود بعضی از دانشجویان به محوطه دانشگاه امیرکبیر شده اند و در روز دوشنبه چهل تن را به داخل دانشگاه راه نداده اند.

این در حالی است که گروه های دانشجویی مانند دفتر تحکیم وحدت از چند روز قبل مخالفت خود را با به خاکسپاری بقایای سربازان گمنام اعلام کرده بودند.

این دانشجویان با امضای طوماری، در اعتراض به خاکسپاری بقایای سربازان گمنام اقدام به تحصن کرده بودند.

علی افشاری از اعضای سابق دفتر تحکیم وحدت علت مخالفت دانشجویان با خاکسپاری شهدا در دانشگاه ها را جلوگیری از استفاده ابزاری از آنها عنوان می کند.

آقای افشاری به بی بی سی گفت: "مخالفت دانشجویان از بابت دفن شهدا نیست بلکه در اصل این کار را توهین به شهیدان و شکسته شدن حرمت آنها و استفاده ابزاری از طرف حاکمیت می دانند."

گزارش ها همچنین بیانگر آسیب دیدگی ده ها تن از دانشجویان در اثر زد و خورد با افرادی است که سایت های محافظه کاران از آنها به عنوان "نیروهای ارزشی" نام برده اند.

خبرگزاری فارس گزارش کرده که این نیروها مانع از اغتشاش تعداد اندکی از طرفداران "طیف غیر قانونی علامه" در جریان برگزاری مراسم خاکسپاری شده اند.

همزمان در دانشگاه کرمان نیز بقایای پنج سرباز گمنام جنگ به خاک سپرده شد.

از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2009/02/090224_wmj-amirkabir.shtml



این گزارش اولیه از اتفاقات روز تدفین شهداء در دانشگاه امیرکبیر (5 اسفند ماه) از وبلاگ ایلیا به طور کامل نقل می شود.

… اما در ردیف جلو –که ما هم آن جلو بودیم تا درگیری نشود- مشت و لگدی هم روانه بچه های ما می کردند. حتی دخترهایشان! این غیر از فحش های لفظی شان بود. خوب برخی از بچه های ما نیز عصبانی می شدند. و می خواستند که جواب لفظی و بدنی به آنها بدهند. چند نفری هم ضرباتی زدند مانند آنها. نتیجه اش این می شد ما که سعی داشتیم از هر گونه درگیری جلوگیری کنیم، از هر دو سو کتک می خوردیم! اما چون می دانستیم آنها به دنبال پیراهن عثمانند، واقعا تحمل می کردیم و جلوی بچه های خودمان را می گرفتیم. کار وقتی سخت می شد که آنها به پیامبر اکرم -زبانم لال- فحش می دادند، یا وقتی به رهبر معظم انقلاب …

جمعیت با طرفدارانشان، حدود ۲۰۰ الی ۳۰۰ نفر بود. اما بدنه اصلی که شعار و هل می داد، هو می کرد، حدود ۵۰ الی ۶۰ نفر بودند. حوالی ساعت ۱۱ و نیم بود که حدود سی نفر مقابل محل تدفین شروع به خواندن همان شعر یار دبستانی کردند که بعد از این همه سال تنها شعرشان است! و البته پلاکاردهایی نیز در دست گرفتند. ما هم با تشکیل صفی از بچه ها در مقابلشان، پلاکاردها، تصاویر و پرچم هایی را که از قبل آماده کرده بودیم، گرفتیم. علی رغم توهین ها و تهمت هایی که به بچه ها زدند، ما تنها به شعارهای مذهبی مان بسنده کردیم. آنها که انتظار این واکنش سریع و آماده ما را نداشتند شروع کردند به هول دادن تا بتوانند به سمت محل تدفین نزدیک شوند. واضح است که ما هرگز اجازه نمی دادیم که به سمت این محل بروند و مانع کار شوند و یا خدای ناکرده دست به شکستن تابوت ها بزنند. مقابلشان ایستادیم. در این منطقه تقریبا هم تعداد بودیم. کمی آنها هل می دادند کمی ما. با این که آنها سعی می کردند با تحریک بچه ها کار را به درگیری برسانند اما من و عده ای دیگر از بچه های که ردیف جلو بودیم، مانع درگیر شدن بچه های خودمان با آنها شدیم. حتی اجازه ندادیم بچه ها به توهین ها و شعارهای تحریک کننده و زننده آنان پاسخ دهند. بعد از چندی که دیدند نه صدایشان شنیده می شود نه پلاکاردهایشان دیده می شود، از آن محوطه به سمت بخش غربی محل تدفین، دویدند. البته ما چون از قبل حدس می زدیم، بچه های دیگرمان را در مکان های مختلف قرار داده بودیم. تعداد بیشترمان کاملا برگ برنده ای شد برایمان. آن ها البته همه ی ما را مزدور حکومت خواهند دانست! وقتی سندی ندارند ناچارند با کلمات به مخاطب تلقین کنند که ما عده ای چماق به دست(!) هستیم که آماده ایم جلوی آ»ها را بگیریم.

هر بار که در جهتی به علت قلت افراد، نمی توانستند کاری بکنند، از جهات دیگر وارد کار می شدند.هر بار که راه را عوض می کردند ما نیز آنها را از محل تدفین دورتر می کردیم. این هل دادن ها و شعار دادن هایشان ادامه داشت. اما در ردیف جلو –که ما هم آن جلو بودیم تا درگیری نشود- مشت و لگدی هم روانه بچه های ما می کردند. حتی دخترهایشان! این غیر از فحش های لفظی شان بود. خوب برخی از بچه های ما نیز عصبانی می شدند. و می خواستند که جواب لفظی و بدنی به آنها بدهند. چند نفری هم ضرباتی زدند مانند آنها. نتیجه اش این می شد ما که سعی داشتیم از هر گونه درگیری جلوگیری کنیم، از هر دو سو کتک می خوردیم! اما چون می دانستیم آنها به دنبال پیراهن عثمانند، واقعا تحمل می کردیم و جلوی بچه های خودمان را می گرفتیم. کار وقتی سخت می شد که آنها به پیامبر اکرم -زبانم لال- فحش می دادند، یا وقتی به رهبر معظم انقلاب و مقامات نظام ناسزا می گفتند. یا وقتی که شعارهای یا زهرا و یا حسین ما و نیز عزاداری های ما را با هو کردن جواب می دادند. اما مجبور بودیم تحمل کنیم. به واقع خیلی سخت بود. هم برای خودمان هم کنترل بچه هایمان! خلاصه کلی مشت و لگد خوردیم و له شدیم! اما برای مصلحت بزرگتری دندان بر جگر گذاشتیم.

بعد از ساعت ها کشمکش موفق شدیم آنها را به حد کافی و حتی خیلی بیشتر از کافی، از محل تدفین دور کنیم. تا آنجا که صدایشان هم به سختی به جمعیت هزاران نفری که برای تدفین آمده بودند می رسید. و در میانه ی صدای سخنران و مداحان گم بود. به خصوص آنکه ما هم که جلوی آنها بودیم شعارهای خود را تکرار می کردیم.

جالب آنکه در هنگامه ای که پیکرهای مطهر ۵ شهید گمنام در دانشگاه بود، ما با شعارهای وحدت بخش و محبت آمیز سعی کردیم تا آنان را از توهین های بیشتر بازداریم. شعارهایی مانند «دانشجوی مسلمان، شهید مال همه است»، «دانشجو دانشجو ، اتحاد اتحاد»، «دانشجوی ایرانی در قلب ما جا داری» و … در همان حال بچه ها با پرتاب “گل”های گوناگون به سویشان نشان دادند که مشکل شخصی با هیچ کس ندارند. اما در عوض می شنیدیم «بسیجی برو گم شو» {و منظورش از بسیجی هر موافق تدفینی بود}، «بسیجی! سگ سیاه کثیف» و …

خلاصه ی کلام بعد از ساعت ها شعار دادن و تجمع کردن –حوالی ۴ونیم الی ۵- بعد از رفتن مردم تشییع کننده و خالی شدن مزار شهدای گمنام، ما با سینه زنی برای زیارت راهی مزار شهدا شدیم. بعد از زیارت مختصری دیدم، که همین جمع اندک که دیگر تماشاگرانش را نیز از دست داده بود، به سمت سلف رفته اند و از پشت پنجره به مسخره کردن و فحاشی به خواهرانی که در حال غذا خوردن بودند روی آوردند. این ها گمان می کردند بچه های ما نیز چون خودشان بی غیرتند! نمی دانستند یک مسلمان نه تنها برای ناموس خود که برای ناموس دیگران نیز غیرت دارد. بچه های اندکی که در دانشگاه مانده بودند، برای دفاع از نوامیس مردم با عصبانیت به آن سمت رفتن. اما این بار نیز علی رغم تحریک و میل شدید این افراد مخالف برای درگیر شدن، بچه های خود را از هر گونه جواب دادن به شعارهای زشت و زننده شان و نیز جسارتشان به خواهرانمان، نهی و منع کردیم. حاصلش نیز مشت و لگدهایی بود که نصیب ماهایی شد که قصد ممانعت از درگیری داشتیم. اینجا هم از جاهای خیلی سخت کنترل بچه ها بود. که در نهایت با تلاش ما و فهم بچه ها و البته حضور انتظامات دانشگاه، جمع آرام آرام متفرق شد.

برای ما اصلی است که خشم مقدس را باید بر سر دشمن اصلی خالی کرد نه تعداد قلیلی بازیچه. ولی به واقع اگر ماها این همه رنج و عذاب برای جلوگیری از درگیری متحمل نمی شدیم، واقعا معلوم نبود بر سر این اندک افراد چه می آمد!

با همه این حوادثی که در بخش کوچکی از دانشگاه و به دور از برنامه اصلی انجام می شد، خدا را شکر در روز غیر تعطیل در دانشگاه امیرکبیر، مراسم آبرومندانه ای برای تدفین این شهدای گرانقدر برگزار گردید. هر چند من و امثال منی که مجریان کار بودیم، متوجه برخی اشکالات می شویم که می شد وجود نداشته باشند؛ با این همه پیام «سیدناالقائد (روحی فداه)» خستگی چند ماه اخیر را از تن بچه ها، دور کرد و جایش نشاط نورانی ای نشاند. و البته زیارت این امام زادگان عشق، نیز آرامش و ایمان را در ما افزون کرد…


پس نوشت:

- کاملا مشخص شد که اینان با چه وقاحتی خواست عده ی قلیل خود را، “نظر قاطبه” ی دانشجو مطرح می کنند.

- ما هم اگر می خواستیم همانند آنها باشیم، برایمان خیلی راحت بود تا آنها را اجیر شده کافران و دشمنان خارجی انقلاب بدانیم! اما می گذاریم آنها به ما چماقدار بگویند! و سکوت می کنیم …

- صبح روز تدفین شهیدان عزیز که گروه جعلی انجمن به اصطلاح اسلامی، در بیانیه ای صحبت از حضور غیر فعال خود جهت اعتراض کرده بود، من به دوستان گفتم که دو حالت دارد: ۱) یا فهمیده اند که جمعیت اندکی هستند و نمی توانند کاری بکنند، خواسته اند اینگونه سعی در پنهان کردن این ضعفشان داشته اند ۲) قصد درگیری شدید دارند لذا خواسته اند خود را پیشاپیش دامن خود را از عواقب وخیم آن پاک کنند.

- نکته ی جالب دیگر اینکه مانند باقی مراسمات هوچی گرانه اشان، خودشان با انواع اقسام موبایل و دوربین، اقدام به عکاسی و فیلمبرداری از برنامه خود می کنند، به ما اصلا اجازه عکاسی و فیلمبرداری برای نشان دادن جمعیت اندکشان نمی دادند. و با خشونت تمام دوربین بچه ها را –حتی افراد عادی رهگذر را نیز- می گرفتند و یا تهدید به دزدیدن می کردند. اما امروز نیز علاوه بر این، با چندین فرد گوناگون از صورت تک تک بچه های ما فیلم و عکس برداشتند.

- خلاف هوچی گرهای آن وری دانشگاه، من سعی کردم یک خلاصه ی واقعی از حوادث امروز ارائه دهم. و سعی نکردم با چیدن کلمات وحشت آفرین ، دروغ ها را باور کنید.


تحلیل سیاسی تدفین شهداء در دانشگاه امیرکبیر

این مطلب عینا از وبلاگ دردنامه به عنوان یکی از موافقین تدفین نقل می شود.

به نام خداوند مهربان

بالاخره تدفین شهداء در دانشگاه ما انجام شد و بنده به شخصه ابدا نمی توانم خوشحالی زاید الوصفم را از این اتفاق بازگو کنم. ولی نتایج نسبتا بزرگی از این اتفاق ظاهرا کوچک گرفته شد که بسیار خوب است مورد بررسی قرار بگیرند. این مقاله در صدد بررسی نتایج تدفین شهداء است.

بیرون دانشگاه

در بین مردم با توجه به نحوه ی برگزاری مراسم و کارهایی که صدا و سیما و رسانه ها انجام دادند این اتفاق یک استقبال با شکوه از شهداء بود که واقعا کم سابقه بود. حتی تدفین دانشگاه تهران هم این قدر سر و صدا نکرد و این قدر با شکوه برگزار نشد. طبیعتا از این بیشتر و بهتر نمی توان انتظار داشت. کارها و صداهای معترضین هم به عنوان مخالفت با اصل شهداء برداشت شد (که برداشت درستی هم بود).

درون دانشگاه - مخالفین

اما در دانشگاه خودمان در طیف مخالفین دو دستگی بوجود آمد. به وضوح گروهی از مخالفین معتقد به مقاومت منفی (عدم مشارکت) بودند. گروهی هم که مشخصا گرایشات مارکسیستی و سوسیالیستی داشتند به همراه افرادی که مقداری تندتر بودند وارد درگیری فیزیکی شدند. ولی به وضوح هر دو این گروه ها اشتباهی بزرگ مرتکب شدند و فرصتی طلایی را از دست دادند.

آن گروهی که وارد درگیری شدند که حقیقتا خودزنی کردند و اگر کمی سابقه ی کار سیاسی در امیرکبیر می داشتند می فهمیدند که تنها دستاوردشان چند روزی دستگیری و مظلوم نمایی خواهد بود که مثل همیشه بالاخره آزاد خواهند شد و چندان تاثیری از این کار نخواهند دید. اما آن هایی که مقاومت منفی کردند باز وضعیت خیلی بهتری داشتند ولی با توجه به این که مسلمانان بیشتری در این طیف بودند حقیقتا می توانستند استفاده ای مهم از تدفین ببرند که نبردند. بهترین راه این بود که خود این افراد وارد تشییع جنازه می شدند و اصلا نام شورای صنفی را به عنوان یکی از تشکل های شرکت کننده در این مساله ثبت می کردند و از فردایش هر روز جلوی قبور این شهداء میتینگ می گذاشتند و خودشان را به عنوان مدافع اصلی شهداء معرفی می کردند و به این صورت این تهدید را تبدیل به یک فرصت می کردند و در عین حال جایگاه بهتری میان طیف های مذهبی ولی خاکستری پیدا می کردند. (البته واقعا این یک انتظار بیش از حد است از یک گروه نه چندان باهوش سیاسی!) خیلی از جامعه ی دانشگاهی هم جذب این گروه می شدند و حتی شاید فرصتی برای احیای دوباره ی رمق از دست رفته ی این طیف می شد.

در عین حال این طیف نشان داد که دارای حمایت مردمی چندانی خارج از دانشگاه نیست. مشخص است که تکریم شهداء در چشم جامعه ی ما جایگاه بلندی دارد و مخالفین با این کار پشتوانه ی مردمیشان را کمرنگ تر کردند و در تاریخ ثبت خواهد شد که مخالفین جمهوری اسلامی با شهدای آن که در راه حفظ اسلام و ایران رفته بودند مخالفت کردند و به این صورت اساسا قابلیت رهبری کردن یک جنبش عظیم و مهم اجتماعی به کلی از این جریان گرفته شد.

درون دانشگاه - موافقین

در طیف مذهبی دانشگاه هم اختلافاتی بود. تشکل هایی بودند که به دلیل آماده ندیدن جو دانشگاه مخالف تدفین بودند ولی به وضوح آن تشکل ها از بازندگان بزرگ این برنامه بودند، چرا که این در تاریخ این تشکل ها خواهد ماند که با تدفین شهداء همراهی نکردند و هیچ اسمی از آن ها در این رابطه برده نخواهد شد. آیا این برای آیندگان قابل توجیه خواهد بود؟ ...

خدانگهدار

پانوشت:

-         مهم ترین استدلال مخالفین به عنوان استدلال پس از تدفین این است که بچه های ما مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. چند مساله مطرح است. یکی این که بنده به شخصه از این که کسی مورد ضرب و شتم قرار گرفته متاسفم، ولی این بسیار اشتباه است که به خاطر یک ظلم نسبتا کوچک بیائیم جای ظالم و مظلوم اصلی را عوض کنیم. صحبت در این باره زیاد است که به احتمال زیاد یک پست جداگانه به آن اختصاص خواهم داد.

-         به دوستان خبرنامه ی امیرکبیر می گویم که حرف قدرت با حرف زور خیلی فرق می کند. قدرت فی نفسه چیز بدی نیست. اتفاقا به دست آوردنش برای اهل حق و ایمان واجب است. همچنین برای برقراری قانون، حتی قوانین رانندگی لازم است گاهی از زور استفاده شود. در نتیجه این که این مراسم با مقداری استفاده از قوه ی قهریه انجام شد دلیلی برای بد بودن مراسم نیست.

-         آرزو می کنم این دوستانی که به خاطر شیطنت بیش از حد دستگیر شده اند هرچه سریع تر آزاد شوند که تنها محلی که ممکن است کمی چهره ی مراسم را تقلیل بدهد همین مظلوم نمایی هاست. این دوستان سعی کردند به جای اظهار عقیده، اعمال عقیده کنند که در هیچ جامعه ای پذیرفته نیست.

-         آن گروه های مذهبی که شرکتی در تدفین نداشته اند هرگز نباید منفعل شوند. چرا که حقیقتا هیچ وقت دیر نیست. همان که در بالای وبلاگم نوشته ام: ز هر چه غیر یار استغفرالله

یا علی


همچنین ببینید:

-         گزارش فارس از تشییع و تدفین باشكوه پنج شهید گمنام در دانشگاه امیركبیر

-         یک تکذیبیه ی جالب در خبرنامه ی امیرکبیر!: روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت: دروغ پردازی خبر 20:30 را تکذیب می کنیم. حتما بخوانید و با رفتارهای دفتر تحکیم در روز تدفین مقایسه کنید، به نظر شما اگر دفتر تحکیم می توانست جلوی تدفین را بگیرد این کار را (با توجه به رفتارهای امروزش) نمی کرد؟

-         گزارش تصویری تشییع پیکر شهدای گمنام دفاع مقدس در تهران + + +

-         از رجانیوز: حمله ی میلیشیای دفتر تحکیم به شهدای گمنام + تکمیلی

-         از خبرنامه ی امیرکبیر: خبر تکمیلی: بیش از ۷۰ دانشجو در کلانتری ۱۰۷ در بازداشت هستند



مظلومیت استدلال نیست

به نام خداوند مهربان

مخاطب بنده در این پست افراد مخالف نیستند. عموم دانشجویان که از این بحث و جدل ها خسته شده اند را می خواهم مخاطب قرار بدهم. می خواهم درد دلم را به تمام دانشجویان بگویم. ما خسته شده ایم از بس پتک دستگیر شدن این چهار نفر را زدند توی سر ما! هر چی به این دوستان می گوئیم فارغ از دستگیری این عزیزان بگوئید کار ما چه اشکالی دارد پاسخ درستی نمی دهند.

می آیند می گویند حاکمیت این ها را گرفته است که هر کار بدی خواست و هر سوء استفاده ای خواست از شهداء ببرد! خوب ما یک سؤال خیلی ساده پرسیدیم: چه سوء استفاده ای؟ غیر از این است که این یک حرف کلی است؟ مگر صدبار نگفتیم هیچ سوء استفاده ای در دانشگاه های دیگر از شهداء نشده است؟ مگر صدبار نگفتیم که برای مخالفت با تدفین شهداء یک دلیل محکم لازم است؟ مگر صدبار ناله نکردیم که داداش جون! جامعه ی ما تدفین شهید را به نفع آرمان هایش می داند، حالا شما مساله ی به این سادگی را این قدر پیچیده می کنی که بگویی شهداء ما را دوست ندارند و اگر زنده می شدند ما را لعنت می کردند؟! اصلا این حرف نزد اجتماع ما پذیرفته است؟

عزیزان مظلومیت استدلال نیست. به فرض که شما می دانید دوستانتان به خاطر چه چیزی دستگیر شده اند و می دانید که مظلومانه این اتفاق برای آن ها افتاده است. آیا این دلیل می شود که شما بیائید بگویید تدفین شهداء محل سوء استفاده است؟ بعد هر چه می خواهیم بپرسیم کدام سوء استفاده شما می گوئید بعدا ممکن است آدم هایی پایشان را بگذارند به دانشگاه که چه و چه ... ما هم که می گفتیم شمایی که این قدر به زورگویی افراد شبه نظامی مورد نظرتان اعتقاد دارید و می گوئید آن ها برای کارهایشان دلیل نمی خواهند چه طور می گوئید که بودن یا نبودن شهدا می تواند دلیل باشد، یا مثلا چرا وضع دانشگاه شریف با سه سال پیش آن از هیچ نظری فرق نکرده است؟ اصلا اگر افراد شبه نظامی بیایند داخل دانشگاه بیشتر به نفع شماست یا ما؟ غیر از این است که باز هم یک دلیل دیگر برای مخالفت با نظام پیدا می شود؟ مگر غیر از این است که دستگیری همین چهار نفر از همه بیشتر به نفع طیف مقابل تمام شده است؟ ...

متاسفانه تمام تلاش خبرنامه ی امیرکبیر برای مخالفت با طرح این بوده است که بگوید دوستان ما دستگیر شده اند. با این حال باز هم دیروز (چهارشنبه) با این دوستان مخالف، توافق کردیم که بدون زیر پا گذاشتن قانون و بدون داشتن ادعای فراقانونی برویم دو سه نفری خواهش کنیم که اگر ممکن است لااقل برای این دو سه روز برگزاری مراسم ما این دوستان آزاد شوند. بعدش هر روال قانونی که دارد را پیگیری کنند.

دیگر نمی دانیم چه کار کنیم که دل شما هم لااقل کمی نرم شود ...

زیاده عرضی نیست

یا علی


خلاصه ای از مباحث روز سه شنبه

به نام خداوند مهربان

روز سه شنبه هم مباحث در صحن دانشگاهمان ادامه داشت. بنده که شرکت داشتم گفتم لازم است گزارشی تهیه کنم. می خواهم اهم مشکلاتی را که دانشجویان عزیز مطرح می کردند و پاسخ هایی را که ما دادیم عرض کنم. پیشنهاد می کنم هر کسی هر شبهه ای دارد در بخش نظرات این پست بیاورد تا ما هم استفاده کنیم.

به ترتیب می آورم:

1- چرا تدفین را می خواهید انجام بدهید؟ برایش دلیل اثباتی بیاورید.

اولا به این دلیل که دیدن یادبود شهید باعث ترویج آرمان های او می شود. این را در دیگر جاهای دنیا هم قبول دارند. به این لینک توجه کنید.

ثانیا این که زیارت کردن در اسلام از مسلمات است. زیارت هم یعنی رفتن به سر قبر فرد زیارت شونده. این را تمام شیعه و سنی قبول دارند. فقط وهابیت است که قبول ندارد. نمی شود که از امام حسین مثلا یک یادبودی در تهران بسازیم و بگوئیم دیگر از زیارتش بی نیاز شده ایم!

2- چه تضمینی می دهید که از شهدا سوء استفاده نشود؟

در مورد سوء استفاده خیلی چیزهای مقدس در طول تاریخ مورد سوء استفاده قرار گرفته اند. به عنوان مثال قرآن توسط معاویه مورد سوء استفاده قرار گرفت و مامون هم از امام رضا علیه السلام جهت تایید حکومتش سوء استفاده کرد.

اولا این که هر کسی که از یک چیز مقدس استفاده می کند معاویه نیست. حضرت علی علیه السلام هم قرآن می خواندند. پس برای تشخیص این که یک چیزی سوء استفاده است یا نه باید ببینید که کسی که آن را می خواند معاویه است یا علی(ع).

از سوی دیگر همان طور که گفتیم خداوند تعالی طبق صریح قرآن می دانستند که از قرآن سوء استفاده خواهد شد و می فرمایند «و لا یزید الظالمین الا خسارا» ولی این طور نبود که به این دلیل اصلا قرآن را نازل نکنند. در همان قرآن هم می فرمایند که «هدی للمتقین» است. شهدا هم این طور هستند. چیزی جز خسارت و درماندگی برای مخالفینشان ندارند. ولی برای موافقینشان تداعی کننده ی آرمان های بلند هستند و کمکی در جهت پیگیری این آرمان ها می باشند.

نمی شود هیچ تضمینی داد که سوء استفاده ای نشود. ولی این یک سؤال اعتقادی نیست. یک سؤال سیاسی است. در این طور مسائل باید هزینه و فایده کنیم. یعنی احتمال این که سوء استفاده بشود چقدر است و احتمال استفاده چقدر است؟ با یک حساب ساده وقتی ببینیم این شهداء قرار است برای صدسال این جا بمانند می فهمیم که به نفع دانشگاه است.

از این گذشته چه جور سوء استفاده هایی می شود از این شهداء کرد؟ یکی از دوستان گفت که می خواهند به بهانه ی توهین به شهدا فشار را روی دانشجویان بیشتر کنند. بنده عرض کردم که مگر شما نمی گوئید که وزارت اطلاعات برای گرفتن دانشجویان شما نشریات موهن را چاپ کرده است ؟ مگر نمی گوئید که که این چهارفردی هم که به تازگی گرفته شده اند بی دلیل گرفته شده اند؟ خوب اگر این طوری باشد معلوم می شود که طبق گفته ی خودتان وزارت اطلاعات می تواند بی دلیل افرادتان را بگیرد!ب ه این صورت دیگر لازم نیست نگران آمدن شهدا باشید که آن ها چیزی به وزارت اطلاعات از این نظر اضافه نمی کنند.

در مورد این که افرادی شبه نظامی هم وارد نشوند باز هم نمی توان تضمین داد ولی یک دید واقع نگر می تواند متوجه بشود که وقتی سه سال در یک دانشگاه دیگر چنین اتفاقی نیفتاده خیلی بعید است که این اتفاق در دانشگاه ما بیفتد. مگر این که ما توطئه گرانی نابغه باشیم که خودمان خبر نداریم!

3- سومین مساله ترس از توهین به شهدا بود. یعنی می فرمودند که شما نمی ترسید که به شهدا توهین شود؟

خیلی ساده می توان این طور جواب داد. امام حسین علیه السلام جانشان را در راه دفاع از همین آرمان ها دادند که ظلم ستیزی و آزادگی است. بدترین توهین به شخص ایشان شد که سرشان را بریدند! بعد از آن هم قبرشان را خراب کردند و شخم زدند و آب گرفتند. تازه امام حسین علیه السلام تمام این ها را می دانستند ولی نگفتند چون ممکن است به من توهین شود در راه این آرمان ها قیام نکنم. حالا شهدای ما در مقابل امام حسین علیه السلام اصلا ارزشی ندارند!

4- چهارمین شبهه این بود که چرا از دانشجویان نظر سنجی نمی کنید؟

این دانشگاه مال ملت ایران است، چرا که با پول نفت آن ها ساخته شده است. مثلا یک خانه ای که در راه یک اتوبانی باشد را یا از صاحبش می خرند و یا به زور می گیرند، چرا که مالک اصلی آن ملت است. دانشگاه هم همین طور است و اصلا دانشجویان به مردم ایران به خاطر ورودشان به دانشگاه بدهکار هستند. مردم ایران هم کسی را به نام رئیس جمهور انتخاب کرده اند که او مسئول انتخاب رئیس دانشگاه است و این رئیس دانشگاه خواهد بود که به نمایندگی از مردم ایران که مالک این ملک هستند تصمیم گیری می کند. به همین دلیل است که ساخت مسجد در دانشگاه نیازی به نظر سنجی ندارد و از نظر سیر قانونی مشکلی ندارد. این هم مثل ساخت مسجد می ماند.

اهم مسائل همین ها بود. اگر باز چیزی به نظرتان می رسد بفرمائید.

تشکر

یا علی


نظر صادق زیباکلام درباره دفن شهدا در دانشگاه

استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران با اشاره تدفین شهدا در دانشگاه‌ها گفت: تجلیل از شهدا کمترین کار در مقابل ایثار آنان است و تقدیر از سربازان وطن فقط مختص ایران نیست.

به گزارش تریوبن به نقل از مرکز ارتباطات و اطلاع‌رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، صادق زیباکلام استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران با بیان این فرض که حتی اگر مبانی دین اسلام و ججمهوری اسلامی را کنار بگذاریم باز بزرگداشت شهدای جنگ از معنا و مفهوم خود نخواهد افتاد، گفت: اگر ما به دین و نظام جمهوری اسلامی معتقد نباشیم باز مجبوریم اعتراف کنیم شهدا از خاک این کشور در برابر تهاجمات اشغالگران بعثی حفاظت کرده‌اند.


وی با طرح این سئوال که وقتی خاک کشور ما در معرض اشغال دشمن متجاوز قرار می‌گیرد، تکلیف ما چیست؟ گفت: اگر من بگویم با نظام و حکومت ایران مخالفم، پس کاری هم با جنگ ندارم اشغال کشورم را امضا و وسیله‌ای برای اعطای امتیازات به دشمن متجاوز فراهم کرده‌ام. و قطعاً در هیچ مرام، عقیده، مسلک، تمدن و فرهنگی نیامده است دفاع از میهن و خاک زمانی واجب می‌شود که با حکومت موافق باشی.

زیباکلام طبیعی‌ترین وظیفه انسانی در زمان تجاوز دشمن به خاک کشور را تلاش برای دفع تجاوز دانست و گفت: انصافاً بسیاری از سربازان ما که در جنگ شهید شدند نه از سر اجبار و منافع که داوطلبانه به سمت دشمن رفتند، آن‌ها عمیقاً احساس وظیفه می‌کردند چون به خاک کشورشان در روز روشن تجاوز شده بود.

استاد دانشکده حقوق دانشگاه تهران تقدیر از شهدا را طبیعی‌ترین اتفاق بعد از جنگ دانست و گفت: من به شخصه نمی‌توانم این استدلال را بپذیرم که تدفین شهدا در محیط دانشگاه، گورستانی کردن این محیط است. اصلاً تجلیل از سربازان وطن و شهدا مختص فرهنگ ایرانی و ایرانیان نیست شما در کشورهای غربی هم می‌بینید یادبودهای زیادی برای قربانیان جنگ و سربازانشان ساخته‌اند، یادبودهایی که در مراکز عمومی شهر قرار دارد.
وی افزود: هر کس در تجلیل از شهدا شبهه‌ای دارد باید از او پرسید حکم شما چیست؟ آیا نظر شما این بود که ما باید تسلیم عراق می‌شدیم و اهواز و خرمشهر و دزفول را به بعثی‌ها واگذار می‌کردیم؟ آن وقت پشت میز مذاکره پرچم سفید دست می‌گرفتیم تا عراقی‌ها هر طور که دلشان خواست با ما رفتار کنند؟

صادق زیباکلام در بخش دیگری از سخنان خود شهدای هشت سال دفاع مقدس را فراتر از جریان‌ها و گروه‌های سیاسی و جناحی دانست و گفت: اگر جریان مشخصی خود را متولی و میراث‌دار شهدا بداند و مسأله به گونه‌ای برای جوانان تبیین شود که انگار جنگ مفهومی جناحی و خطی داشته است، این جفای بزرگی است که نسبت به فرهنگ جبهه، شهادت و دفاع مقدس وارد می‌شود.

وی افزود: من از نسل انقلاب و جنگ هستم و با تمام سلول های تنم معتقدم جنگ متعلق به هیچ جریان سیاسی خاصی نبود اما نسل جدیدی که پس از جنگ به دنیا آمده و فضای آن دوران را درک نکرده است گمان می‌کند جنگ امری خطی و جناحی بوده است.

زیباکلام یکی از مهم‌ترین عوامل شکل گیری ذهنیت منفی برخی افراد در برابر دفن شهدا در دانشگاه‌ها را تفهیم نادرست جنگ به نسل جدید دانست و گفت: فرض من این است که برخی از جریان‌های سیاسی که امروز خود را وارث فرهنگ جبهه می‌دانند نه برای بهره‌برداری سیاسی و جناحی که صمیمانه به این باور معتقدند اما با این همه کارکرد مذکور مشکل دارد و به تقلیل و انحراف مفهوم دفاع مقدس می‌انجامد.

منبع : http://teribon.com/1387/11/28/


این مطلب عینا از سایت خبرنامه ی امیرکبیر به عنوان یکی از مخالفین طرح نقل می شود.

دکتر محمد ملکی (اولین رئیس دانشگاه تهران): هدف نهایی شان از دفن شهید شکستن حرمت دانشگاه و ویران کردن این سنگر است، این حرکت تکریم نیست، سوء استفاده است

در سلسله مصاحبه های خبرنامه امیرکبیر پیرامون ماجرای دفن شهید در دانشگاه ها که این روزها شایعه این اتفاق در دانشگاه امیرکبیر (پلی تکنیک تهران) هم شنیده میشود، گفتگویی با دکتر محمد ملکی اولین رئیس داشگاه تهران پس از انقلاب انجام داده ایم و در آن بر آنیم تا نظر اولین رئیس بزرگترین دانشگاه ایران را در مورد این پروژه جویا شویم.

این گفتگو را در زیر می خوانید.

خبرنامه امیر کبیر: در مورد پروژه دفن شهید در دانشگاه، رابطه مفهوم شهید و شهادت و زد و بندهای سیاسی در این زمینه چیست؟ و آیا این حرکت خواستگاهی ارزشی دارد یا سیاسی؟

اگر بخواهیم تعریفی از شهادت ارائه دهیم، دکتر شریعتی در این باره می گوید: شهید کسی است که شاهد جریانات روز است و به ظلم اعتراض و با آن مبارزه می کند. شهادت تنها به مفهوم کشته شدن یا اعدام گردیدن نیست، ممکن است کسی شهید باشد اما در قید حیات باشد، شهید زنده!

اما متاسفانه در طول تاریخ، خصوصا ۳۰ سال اخیر در ایران از این عنوان سوء استفاده های بسیار شده است، خصوصا در چند سال اخیر نظام حاکم سعی در زنده کردن جریان جنگ با سوء استفاده از این عناوین را دارد.

مسئله جنگ ایران و عراق، خود موضوعی قابل بحث است. جریان جنگ قابل قسمت به دو مرحله است: ۱)  تا قبل از آزادی خرمشهر که جنگ دفاعی بود. ۲) پس از آزادی خرمشهر که جنگ تهاجمی بود.

پس از آزادی خرمشهر و دیگر شهرهای اشغال شده، نمایندگانی از کشورهای اسلامی به ایران آمدند و خواستار پایان جنگ میان این دو کشور مسلمان گشته و پیشنهاد دادن غرامت به ایران را نیز مطرح کردند، ولی ایران زیر بار نرفت و به خاک عراق حمله کرد، تا جایی که فاو را گرفت و برای آن شهردار تعیین کرد. در این دوره تبلیغاتی که باعث تهییج جوانان به جبهه ها می شد این شعارها بود “تا رسیدن به بغداد و قدس یک الله اکبر باقی است”، “راه کربلا و قدس را باز کنید” و.. این مرحله از جنگ، تهاجمی از سوی ایران به عراق بود.

متاسفانه قسمت اعظم تلفات ایران در این مرحله از جنگ به ما وارد شد. خسارت مالی وارد شده به ایران را مقامات (آقای هاشمی رفسنجانی) هزار میلیارد دلار برآورد کردند که بخش اعظم آن در مرحله دوم جنگ به ما وارد شد.

هر چند کار جوانان در دوره جنگ دفاع از وطن و قابل ستایش بود، اما انگیزه هایی که آنان را با چنین تبلیغاتی تحریک کرد و به جنگ فرستاد، قابل بحث است. پس از پذیرفتن قطع نامه و پایان جنگ نیز، تعدادی از کسانی که در خاک عراق کشته شده بودند را به ایران بازپس دادند، و طی ۲۰ سال اخیر نیز طی مبادلاتی میان دو کشور اجسادی را منتقل کرده اند. اما اکنون گویی به ابزاری سیاسی بدل شده اند که گاه و بیگاه چند تابوت در سطح شهر می گردانند و در داخل شهر و در دانشگاهها دفن می کنند. آیا بعد از ۲۰ سال از اجساد چیزی باقی مانده است؟

خبر نامه امیر کبیر: غرض از راه اندازی اینگونه کارناوالها در سطح شهر به بهانه دفن شهدای گمنام و جمع کردن مردم حول مکانهای دفن شهدا، احترام به شهداست یا ایجاد فضایی جهت اغراض سیاسی؟

اعتقاد من این است که از ابتدای جنگ، نظام جمهوری اسلامی از این جریان سوء استفاده کرده است. نه به جهت دفاع از وطن، بلکه جهت حفظ خود! از ابتدا این جریان را رنگ و بویی سیاسی زده اند، هرسال برای روز حمله به ایران سالگرد می گیرند، جنگ ۸ ساله را دفاع”مقدس” می خوانند و…

در حالیکه قسمت اعظم کسانی که به جنگ رفته اند، هدفشان دفاع از وطن بوده است که اینان به آن رنگی دینی و مذهبی زده اند و از آن برای پیشبرد اهدافشان استفاده کرده اند.

خبرنامه امیرکبیر: هدف آنها از راه اندازی چنین کارناوالهایی سرپوش گذاشتن روی مسائل پشت پرده جنگ است یا بازی با احساسات مردم؟

غلیان احساسات مردم یکی از اهداف آنهاست، همانطور که در جنگ هم همین کار را کردند، بسیاری از  رزمندگان، خصوصا روستانشینان را از نظر مذهبی تحریک کرده و به جبهه های جنگ فرستادند. تا وقتی دستگاه حاکمه وجود دارد اجازه تحقیق و نشر و پخش مسائل جنگ را نمی دهد، چرا که خیانت عظیمی که به این مردم کرده اند، افشا می گردد.

یکی از اهداف نظام از ابتدا، نسل کشی بوده است. من در دهه ۶۰ در زندان ها شاهد این ماجرا بودم و دیگران که بیرون بودند در جنگ شاهد آن بودند. نسلی که اگر این وقایع اتفاق نمی افتاد، از بهترین جوانانی بود که امروز می توانست مسائل را به بهترین نحو حل و فصل کند. اگر روزی مسائل پشت پرده جنگ آشکار شود، مردم می فهمند که چه خیانت عظیمی به این مردم شده است! چه مغزهای متفکری شهید شدند! در صورتی که می توانستند اکنون نقش مهمی در سرنوشت کشور داشته باشند.

خبرنامه امیر کبیر: در حالی که جنگ در همه جای دنیا محکوم است، درکشور ما مقدس است! ایران از جنگ پدیده ای مقدس ساخته و مردم را آماده در حالت جنگ نگه داشته است. نظام قصد دارد از این فضا چه استفاده ای کند؟

در هیچ کجای دنیا و حتی در دین اسلام، جنگ امر مقدسی نیست. حضرت علی نیز در جنگ با خوارج قصد پایان دادن هرچه سریعتر به جنگ داشت، و به اجساد خوارج احترام می گذاشت و آنان را مسلمانانی می دانست که راه را اشتباه رفته اند.

اما قصد حاکمیت سوء استفاده از کسانی است که با ایمان رفته اند وشهید شده اند برای تثبیت موقعیت خود! اینان پسوند “مقدس” را به همه چیز اطلاق می کنند، می گویند نظام مقدس جمهوری اسلامی (!) در حالیکه هیچ نظامی مقدس نیست!

اینان همواره مشوق جنگ بوده اند، حتی در مساله غزه نیز به جنگ دامن زدند.

خبرنامه امیر کبیر: این تحریف معنا و قدسی کردن جنگ به جایگاه ایدئولوژیک نظام برمی گردد. جایگاه شهید در این نظام کجاست؟ هدف شهید دفاع از وطن بوده یا مبارزه میان کفر و اسلام؟

غالب خانواده های شهدا، مخالف جریان حاکم هستند و از وضع جاری مملکت بسیار ناراضی اند. پس از جنگ عده کثیری از این عناوین سوء استفاده کردند و اکنون فرمانده و سردار شده اند. و اکنون نبض امور اقتصادی سطوح عالی مدیریتی کشور در دست آنان است. کمکی که امروزه به خانواده های شهدا می گردد در قبال اموالی که آنان هر روزه به تاراج می برند بسیار ناچیز است. در نظام جمهوری اسلامی اکثر منابع ملی و اقتصادی در دستان حاکمیت است و خانواده های شهدا از مشاهده این وضعیت که خون شهیدانشان دستمایه به قدرت رسیدن اینان گشته است بسیار نارحت و ناراضی اند.

تنها خانواده های شهدا نیستند، جانبازان، شیمیایی ها، موجی ها و… هر روز ضجر می کشند، اما کسان دیگری از آن استفاده می برند. کسانی همچون “سردار” محصولی که ۱۶۰ میلیارد تومان ثروت دارد!

آیا دفن شهید در دانشگاه تکریم شهید است؟

این حرکت تکریم نیست، سوء استفاده است.

سوال اینست، چرا نظام می آید در دانشگاهها تابوتهایی به نام شهید دفن می کند؟

این دفن، به امت حزب الله اجازه می دهد تا هر زمان که بخواهند بر سر مزار شهدای حزب الله بروند! این در حالی است که دانشجویان دانشگاه برای ورود و خروج از دانشگاه خود از گیت های امنیتی گذر کنند، حال آنکه به این بهانه هر روز بسیجیانی وارد دانشگاه می شوند و محیط رعب و وحشت ایجاد می کنند و مقاصد خود را در دانشگاه پر می گیرند.

هدف کلی این جریان، نه احترام و نه تجلیل شهید است، سوء استفاده سیاسی برای تخریب شخصیت دانشگاه و از بین بردن فضای آکادمیک آن است.

در زمان شاه سابق نیز می خواستند حفاظ ها و نرده های اطراف دانشگاه تهران را بردارند و آن را جزیی از فضای خیابان کنند. اما موضوع با مخالف بنده و برخی اساتید مواجه شد، چرا که این حرکت فضای آکادمیک دانشگاه را از بین می برد. امروز نیز هدف همین است، می خواهند دانشگاه را از موقعیت خودش در بیاورند. اما وظیفه دانشجویان و دانشگاهیان این است که در مقابل این حرکت بایستند.

خبرنامه امیر کبیر: جناب آقای دکتر ملکی، میدانیم که در تمام کشورها بحث کشته های جنگ وجود دارد، آنجا کشته گان جنگ را چگونه تکریم می کنند؟ آیا اجساد آنها را به داخل دانشگاهها می آورند؟

در هر کشوری یادمان و سمبلی برای کشته گان جنگ دارند. در آلمان در ورودی برخی شهرهای درگیر جنگ یادمان هایی برای آن ها درست کرده اند و مردم به آنها احترام می گذارند. من تابحال نشنیده ام و ندیده ام که در کشوری شهید را داخل دانشگاه بیاورند، ممکن است یادمانی از دانشمند یا استاد بزرگی در دانشگاه بگذارند، اما اینکه بیایند و از سهید این استفاده را بکنند، خیر!

گورستانی در فرانسه وجود دارد که مخصوص بزرگان و ادیبان است (کسانی چون ویکتور هوگو و…) اما اینکه آنان را به داخل دانشگاه بیاورند خیر!

این حرکت، فقط سوء استفاده است. در بهشت زهرا نیز قطعه ای برای اندیشمندان تدارک دیده اند، اما آن هم در قبرستان عمومی است. اگر قرار بر دفن کسی در دانشگاه باشد، چرا من بعنوان یک دانشگاهی با ۴۰ سال سابقه نخواهم در دانشگاه دفن شوم. اما اینگونه نیست!

خبرنامه امیر کبیر: قصه این شهدای گمنام چیست؟ این روزها شاهد تعداد بیشماری از این شهدای گمنام هستیم، تا کی این شهدای گمنام را خواهیم داشت؟ در حالیکه تمام خانواده های رزمندگان مشخص اند و در طی ۲۰ سال گذشته وضعیت همه مشخص شده است، اکنون نیز با آزمایش DNA  به سادگی می توان هویت اجساد را تعیین کرد، پس چرا شهید گمنام؟

در همه جای دنیا تنها یک سمبل و نماد برای تمام شهدای گمنام است. اما در ایران گاه و بیگاه یک سری تابوت بنام شهدای گمنام می آورند و در شهر می گردانند. به نام شهدای گمنام هر کاری که می خواهند انجام می دهند. کسی که به جبهه می رود پلاکی دارد که نماینده هویت اوست، و پلاک طی سالها از بین نمی رود. اگر جسد کسی پیدا شود و او رزمنده باشد، حتما پلاک دارد، پس گمنام نیست!

در قبرستان هم قطعه شهدای گمنام داریم، چرا آنجا دفن نمی کنند و به داخل دانشگاه می آورند! می خواهند دانشگاه را تبدیل به گورستان کنند.

خبرنامه امیرکبیر: سالهاست حاکمیت بدنبال تصاحب دانشگاه است، بعد از ماجرای انقلاب فرهنگی و… اما اکنون پروژه دیگری تعریف شده است، دفن شهدا! آیا دفن شهدا ابزاری برای تصاحب دانشگاه توسط حاکمیت می گردد؟

از آغاز به کار دولت نهم و روی کار آمدن احمدی نژاد رویکرد دولت تصاحب دانشگاهها بود، پیش از آن نیز آقای خامنه ای گفته بود: “ما باید مجددا یک انقلاب فرهنگی بکنیم”. نظام جمهوری اسلامی نمی تواند دانشگاهها را تحمل کند. آقای خمینی آمد و وحدت حوزه و دانشگاه را مطرح کرد. از نظر ایشان وحدت حوزه و دانشگاه، به معنای سلطه و سیطره حوزه بر دانشگاه است. تا قبل از تاسیس دانشگاه، تنها حوزه بود که عالم تربیت می کرد و بقیه مردم همه جاهل بودند. اما با ظهور دانشگاه در عرصه ایران و تربیت جوانان دانشمند و تحصیل کرده در دانشگاه، دانشگاه مقابل حوزه قد علم کرد و حوزویان از حضور دانشگاه و دانشگاهیان در عرصه کشور احساس خطر کرد. به قول دکتر سروش: “کار حوزه مقلد ساختن و کار دانشگاه محقق ساختن است و این دو نمی توانند با هم وحدت کنند.”

دانشگاه در سال ۵۸ و ۵۹ در مقابل حاکمیت سر فرود نیاورد تا تصمیم گرفتند با انقلاب فرهنگی قامت آن را بشکنند. تا سال ۷۰ حکومت دانشگاه را تحت سلطه خود داشت، اما پس از آن دانشگاه دوباره استقلال خود را بازیافت و حاکمیت زمزمه های انقلاب فرهنگی دوم را آغاز کرد.  راههای متفاوتی را برای تسلط بر دانشگاه پی گرفتند، با تاسیس  دانشگاه تربیت مدرس، اساتیدی با گرایش فکری حاکمیت را تربیت و روانه دانشگاهها کردند. روسای انتصابی را به مدیریت دانشگاهها برگماردند. بحثهایی چون بومی گزینی و سهمیه بندی جنسیتی را مطرح کردند، قصد یونیفرم کردن دانشجویان را دارند، نفوذ عوامل حاکمیت را در دانشگاه افزایش داده اند که حضور روز افزون بسیجیان و سهمیه ای ها موید این امر است، همه اینها در مسیر تسلط حاکمیت بر دانشگاه است، در حالیکه هیچ یک از این پروژه ها به هدف مطلوبشان نرسیده است، حال چنین سناریویی را پی گرفته اند، می خواهند راهی برای حضور وقت و بی وقت بسیجیان و پیاده نظام حاکمیت در دانشگاه باز کنند که دور این قبرها جمع شده، شعار بدهند و فضای آکادمیک دانشگاه را خدشه دار کنند.

خبرنامه امیر کبیر: همانگونه جنابعالی اشاره کردید، نظام جمهوری اسلامی تمام روشها را برای تصاحب دانشگاه به کار گرفته است تا دانشگاه را ویران کرده و در چنگال خود بگیرد، اما نتواست! حال قصد دارد شخصیت دانشگاه را از بین ببرد، آیا می تواند؟

سنگر آزادی ویران شدنی نیست و نتیجه این حرکتهای حاکمیت، رادیکال تر شدن روز افزون دانشگاه است. همانگونه که می بینیم فضا به سمتی پیش رفته که شعارهای صنفی دانشجویان تبدیل به “مرگ بر دیکتاتور” شده است. دیکتاتور امروز کیست؟

مطمئنا نسل بعد از شما فضای دانشگاه را رادیکال تر خواهد کرد!

خبرنامه امیرکبیر: تفاوت پاتوق جدیدی که حاکمیت قصد ایجاد آن را در دانشگاه دارد با پاتوق های قبلی اش، نظیر بسیج دانشجویی، دفتر نهاد نمایندی رهبری چیست؟

پاتوقهای قبلی تا حدی دانشجویی بود، اما این پاتوق جدید باعث می شود که هر پیرمرد و پیرزن روستایی به بهانه اینکه شاید این شهید گمنام فرزند من باشد، وارد دانشگاه شود به بهانه اینکه اینجا قبرستان است و آمده ام برای شهیدم فاتحه بخوانم.

از سویی تخریب گورستان خاوران توسط حاکمیت را می بینیم و از سوی دیگر دانشگاه را قبرستان شهدای گمنام می کند.

هدف نهایی شان شکستن حرمت دانشگاه و ویران کردن این سنگر است! اما این سنگر ویران شدنی نیست! در زمان رضاخان وقتی ماجرای ارانی و ۵۳ نفر پیش آمد، در سال ۵۸ که حرف از بستن درب دانشگاهها شد و من به آقای خمینی گفتم:” درب دانشگاه راببندید تا همه جهانیان بفهمند که شما و اسلامتان با علم مشکل دارید.” کشتارهای دهه ۶۰ دانشجویان، همه و همه نتوانست سنگر دانشگاه را درهم شکند.

خبرنامه امیرکبیر: سکوت اساتید دانشگاه را در مقابل این قضیه چگونه تحلیل می کنید؟ آیا این سکوت به منزله دفاع از این قضیه است؟

در حال حاضر اغلب اساتید حاضر در دانشگاه تربیت یافته دانشگاه تربیت مدرس اند، اساتید مستقل اخراج شده اند و دیگران هم بخاطر داشتن وجهه در دانشگاه و مسائل مادی سکوت اختیار کرده اند. در زمان انقلاب نیز فضا همینگونه بود، این جریان انقلاب بود که فضا را شکست. پیش از انقلاب تشکلهای حاکمیت نیز در دانشگاهها حضور داشت، کانون جوانان ایران که محلی برای ایجاد سرگرمی دختران و پسران دانشگاهی بود تا آنان را از جریان آگاهی بخشی دور کند، درست مثل بسیج دانشجویی امروز. اما در آن روزها جریانی خودجوش بنام سازمان ملی دانشگاهیان ایران وجود داشت که دانشجویان از هر طیفی در آن حضور فعالانه داشتند و تحول ایجاد کردند. هفته همبستگی و تحصن ۲۵ روزه که به رهبری آقای طالقانی انجام شد، در همین سازمان کلید خورد، و باعث شد که سه روز بعد شاه ایران را ترک کند.

در حال حاضر باید وحدتی میان دانشجویان از هر طیف و مرامی ایجاد شود و همه در یک سنگر مبارزه کنند. تا وقتی دانشگاهیان یکدست نیستند، نمی توانند مستقل باشند و مورد سلطه حاکمیت و روسای انتصابی آن قرار می گیرند.

هر چند که وظیفه اساتید روشنگری است و من نیز پیش از انقلاب از هر فرصتی در کلاسهای درس برای زیر سوال بردن حاکمیت استفاده می کردم

خبرنامه امیرکبیر: از وقتی که در اختیار ما قرار دادید سپاسگزاریم.


گزارشی از مباحث روز یکشنبه

این مطلب عینا از وبلاگ دردنامه نقل می شود که به مبحث تدفین شهداء در دانشگاه امیرکبیر اختصاص دارد.

به نام خداوند مهربان

در دانشگاه ما (امیرکبیر) شاید ندانید که چقدر بحث تدفین شهدا گرم است. یعنی راستش را بخواهید داغ است!

در طول دو روز شنبه و یک شنبه در صحن دانشگاه بحث های زیادی شد و طیف های مختلفی از مخالفین ما را همراهی کردند. بحث های بسیار بسیار جالبی در گرفت که گفتم خوب است گزارشی تهیه کنم. تدفین شهداء هیچ برکتی نداشته باشد همینش خیلی خوب بوده که باعث شده ما یک مقداری در فضای آرام به بحث منطقی تر بپردازیم. بنده طبیعتا در همه ی مباحث شرکت مستقیم نداشته ام و به بعضی هاشان هم فقط گوش می دادم. ولی گفتم خوب است باز هم یک دسته بندی بکنم و ارائه بدهم.

مشکلاتی که ما در این مباحث به آن ها می پرداختیم دو جور بودند. یک سری از مباحث مربوط به سوء استفاده ی سیاسی از شهداء بود و یک سری هم به اصل جمهوری اسلامی بر می گشت. مشخص بود که اگر کسی با هر طرز تفکری (ولو یهودی و ارمنی!) به حفظ جمهوری اسلامی اعتقاد داشته باشد، با این مساله موافق است که شهداء در دانشگاه باعث ترویج روحیه ای می شود که به بقای همین جمهوری اسلامی کمک می کند.

فقط به اصلی ترین شبهه اشاره می کنم که این عزیزان می فرمودند که وجود شهداء باعث ورود شبه نظامیان به دانشگاه می شود. خوب به دو نکته توجه کنیم:

اولا در دانشگاه شریف با گذشت حدود سه سال چنین اتفاقی نیفتاد.

ثانیا آن شبه نظامیان فرضی شما، طبیعتا برای ورودشان به دانشگاه نیازی به وجود شهید ندارند. پس جلوگیری از ورود شهداء به این دلیل هم بی معنی است.

اما مباحث اصلی از آنجایی شروع می شد که مشکلات به جمهوری اسلامی وارد می شد. خلاصه از تمام جیک و پوک جمهوری اسلامی می پرسیدند تا بگویند که این جمهوری اسلامی ناحق است در نتیجه این شهداء هم بی خودی رفته اند شهید شده اند و یا (1)فریب خورده بودند و یا (2)خائن به ملک و ملت بوده اند. بنده نمی خواهم به ریز مشکلاتی که به جمهوری اسلامی وارد کرده اند اشاره بکنم ولی می خواهم با فرض مشکل دار بودن جمهوری اسلامی ورود شهداء را توضیح بدهم.

اما دو فرض را که مطرح شد بررسی می کنیم: فرض خائن بودن شهید! یک نفر خیلی بعید است که به خاطر این که بقیه را گول بزند برود خودش را به کشتن بدهد! یعنی اصلا منطقی نیست! آن هم 200 هزار شهید پاک دل جنگ! پس بیائید از این موضع بگذریم که بسیجیان دوران دفاع مقدس خائن به ملت بوده اند! یعنی با هیچ عقلی جور در نمی آید. اصلا مگر ملت در دوران دفاع مقدس چه کسانی بوده اند؟ همین بسیجی ها!

اما می رسیم به این حرف که این شهداء افراد فریب خورده ای بوده اند! طبیعتا این حرف به این معنی است که ملت ایران لااقل در زمان جنگ فریب خورده بوده اند که حاضر شدند 200 هزار شهید بدهند و آن طوری در جبهه ها مبارزه کنند! گذشته از این که این حرف خیلی مغرورانه و توهین به مردم ایران است باید بگویم با همین ادعای دموکراسی خواهی این عزیزان ادعا کننده جور در نمی آید. یعنی بالاخره نفهمیدیم که رای مردم در پیش این عزیزان تعیین کننده است یا نه؟ حالا چه فریب خورده باشند چه نه. شما می خواهید جلوی خواست عمومی مردم بایستید و آنها را فریب خورده معرفی کنید و بعد هم بگوئید که دموکراسی خواه هستید؟ این ها با هم قابل جمع نیست. تازه بنده خدمت شما عرض می کنم روزی که مردم برای انقلاب قیام کردند روز 15 خرداد 1342 بود که یک مرجع تقلید را گرفتند وگرنه مردم امام خمینی را به این معنی حالا ابدا نمی شناختند. تمام این انقلاب هم از مساجد آغاز شد و مردم با بازرگانی نماندند که اسلام را برای ایران می خواست بلکه با امام خمینی ای ماندند که ایران را برای اسلامی می خواست.

حالا ممکن است بگوئید مردم حالا با مردم آن موقع فرق دارند و دیگر این شهداء را نمی خواهند! بنده هم باید عرض کنم که بالاخره هر شهیدی ترویج کننده ی هدفی است که به خاطر آن جان خود را از دست داده است. فرض کنید به جای این که شهدای هشت سال دفاع مقدس را بیاوریم و دفن کنیم بیائیم مثلا کشته شدگان اپوزیسیون جمهوری اسلامی را دفن کنیم. به نظر شما ملت ایران چنین کاری را از دانشگاهیان تحمل می کرد؟ به نظر شما این کار ترویج کننده ی آرمان های همان جریان نمی بود؟ آیا آن هایی که واقعا به آن راه اعتقاد دارند از این کار استقبال نمی کردند؟ شاید همان هایی که می گویند دانشگاه قبرستان نیست از این کار استقبال می کردند؛ البته استنتاج درستی می بود با پایه های غلط. یعنی ترویج کننده بود ولی ترویج کننده ی آرمان های اشتباه.

پس هیچ کسی نمی تواند منکر تاثیر شهدای یک راه در ادامه ی آن راه بشود. هیچ کس نمی تواند منکر مؤثر بودن تدفین شهداء در دانشگاه در جهت ادامه ی آرمان های شهداء که حفظ همین جمهوری اسلامی است بشود. اما همان طور که عرض شد امروز ملت ایران راه مقاومت و سربلندی را پیش گرفته است و می خواهد شهداء را در پیشانی زندگیش ببیند و به آن ها اقتدا کند. آن فرزندان شهیدی که احیانا پشیمان از راه پدرانشان هستند مالک آرمان های شهداء نیستند بلکه مالک واقعی آن آرمان های ملت رنج دیده ی ایران است که هرگز حاضر نیست دست به تدفین کشته شدگانی بزند که در راهی غیر از راه اسلام و نظام اسلامی کشته شده اند. این را هیچ دید واقع گرایی نمی تواند نفی کند.

ای کسانی که دموکراسی خواه هستید به خواست ملتتان احترام بگذارید. برای اراده ی ملتی که راه مقاومت را پیش گرفته ارزش قائل شوید و به آن ها بپیوندید که خداوند تعالی می فرمایند «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی كُنْتُمْ تُوعَدُونَ». از امام حسین علیه السلام یاد بگیریم که هرگز حاضر نشد ذره ای در مقابل زور کوتاه بیاید و این شهداء همگی به او اقتدا کردند. این راه همان راه حسین علیه السلام است.

تمت

پی نوشت:

-         در مورد این که آیا حقانیت یک نظام اسلامی به رای اکثریت (50 درصد به اضافه ی 1) است یا نه در مجالی دیگر بحث خواهم کرد ان شاء الله که موضوعی مربوط ولی جداگانه است.


مصاحبه ی خبرنامه ی امیرکبیر با جواد اعلایی

در راستای پرداختن به مواضع مخالفین تدفین شهدا این مطلب را که مصاحبه ای است با جواد علایی توسط خبرنامه ی امیرکبیر عینا منتشر می کنیم.

لینک مطلب از سایت خبرنامه ی امیرکبیر

در پی احتمال دفن شهید در دانشگاه صنعتی امیر کبیر که به طور مشکوکی مصادف با بازداشت ۴ تن از اعضای اصلی انجمن اسلامی پلی تکنیک شده است، اعضا انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیرکبیر گفتگویی با جواد اعلایی از فعالین گذشته این انجمن انجام داده اند که در آن به بررسی علل دفن شهید در دانشگاه پرداخته شده است.

این گفتگو را در زیر می خوانید:

خبرنامه امیر کبیر: هدف پروژه دفن شهدا در دانشگاهها چیست؟

اعلایی: دانشگاه از ابتدای انقلاب مسئله نظام بود، همواره گروهها و تشکلهای گوناگونی در دانشگاه حضور داشتند که بعضا مخالف نظام عمل میکردند. در آن زمان در سه دانشگاه پلی تکنیک، تهران و شریف، ۱۱ تشکل جدی دانشجویی وجود داشت که تنها یکی از آنها هوادار حکومت بود. حتی در آن زمان فضا به گونه ای نبود که تشکلی، کسی از سران حکومت را به دانشگاه دعوت کند. چون در آن زمان دانشگاه در دست حکومت نبود. اما با جریان انقلاب فرهنگی و تصفیه شدید در طی دوسال، دانشگاه باز شد . گاها از کلاس ۴۰ نفری فقط ۳ نفر باقی ماندند. اینگونه دانشگاه ابزاری در دست حاکمیت شد تا به این نقطه رسیدیم.

 

حاکمیت همواره با دانشگاهها مشکل داشته است، حالا که انجمن های اسلامی از فضای حکومتی خارج شده اند و از اسلام قرائتی حکومتی ندارند، حکومت دست به دامان زور و اعمال قدرت شده است. یکی از روشهای اعلام حضور و قدرت نمایی در دانشگاه دفن شهدا در دانشگاه است، با شیوه ای سمبلیک و نمادین.

 

همانگونه که در ابتدای انقلاب برای اعمال حجاب در جامعه ، طی انقلاب فرهنگی شعار “یا روسری یا تو سری” را مطرح کردند. بقول یکی از بزرگان حکومت: رضاخان مردم را با زور بی حجاب کرد، ما مردم را با زور با حجاب.

 

با شعارها و نمادهای مذهبی و دینی، و استفاده از ارزشها قصد اعمال سلطه را بر مردم دارند.

 

خبرنامه امیر کبیر: پس از نظر شما این حرکت دو هدف را دنبال می کند : ۱-امتداد انقلاب فرهنگی ۲-اسلامی کردن دانشگاهها.

 

اعلایی: این حرکت انقلاب فرهنگی نیست، تنها ایجاد پایگاه و پاتوقی جدید برای حاکمیت در دانشگاههاست. اینان پیشتر از این پایگاههایی چون دفتر نهاد رهبری و بسیج دانشجویی را در دانشگاه ایجاد کردند، در حالیکه حضور این عناصر در دانشگاه هیچ محلی از اعراب ندارد. حال به فکر ایجاد پاتوقی جدید و قدرتمند به نام یادمان شهدا افتاده اند.

 

خبرنامه امیر کبیر: تفاوت این پاتوق جدید با آن دو پایگاه قبلی چیست؟

 

دفتر نهاد رهبری و بسیج دانشجویی دو پروژه شکست خورده اند که به اهدافی که می خواستند نرسیده اند. این دو پایگاه در طی این سالها تحت تاثیر جو اخلاقی و فرهنگ حاکم بر دانشگاهها قرار گرفته اند و داشتن تعاملات با دانشجویان سبب شده که مدنی تر عمل کنند.

 

این پایگاه جدید دست طرفداران افراطی حاکمیت را باز می کند تا برای اجرای هر برنامه ای سر قبر شهدا حاضر شوند، زیرا خود را مالک آن شهدا می دانند. عناصر حاکمیت می خواهند برنامه های افراطی خود را در این پایگاه تعریف کرده و نهاد رهبری و بسیج دانشجویی را نیز با خود همراه ساخته و به سمت رفتار غیر مدنی در دانشگاهها ببرند. ایجاد میلیشای نظامی برای مبارزه با دانشجویان و جریانهای دانشجویی.

 

خبرنامه امیر کبیر: در مورد اسلامی کردن دانشگاهها که هدف دیگر این پروژه است بیشتر توضیح دهید.

 

اعلایی: پروژه اسلامی کردن در دانشگاهها در طی این ۳۰ سال بطور جدی پیگیری شده است. الگوها و مکاتب جامعه شناسی و فلسفی که امروز در دانشگاهها تدریس می شود، پس از انقلاب فرهنگی استحاله عظیمی یافته، در و دیوار دانشگاهها پر از شعارها و دیوار نوشته های اسلامی است، اساتید منتقد حذف شده و دیگر اساتید از ترس اخراج مدافع امیال حاکمیت گشته اند، دانشجویان برای ادامه تحصیل باید ظاهری مورد پسند حکومت داشته باشند و…. پس اسلامی سازی در دانشگاهها انجام شده است.

 

اما موضوع دیگر درصد مقبولیت نظام حاکمه در دید مردم است، آمار رسمی حاکی از شرکت ۴۷ درصدی مردم در انتخابات است. پس ۵۳ درصد مردم مشروعیتی برای نظام قائل نیستند و در انتخابات شرکت نمی کنند. با تسری این موضوع به دانشگاه می بینیم که حداقل ۵۳ درصد دانشجویان اصلا اخلاق و قیافه حکومتی در دانشگاه را برنمی تابند، پس دولت قادر نخواهد بود که اینگونه، با تصرف دانشگاه، آن را اسلامی کند.

 

خبرنامه امیر کبیر: چرا شهید را ابزاری برای ایجاد پایگاه جدید در دانشگاه کرده اند؟

 

اعلایی: دیگر نیروی حکومتی نداشتند که در دانشگاه بیاورند، حتی وزارت اطلاعات هم در دانشگاه پایگاه دارد، حراست دانشگاه!

 

دفن شهید ویژگی های خاصی برایشان دارد. اما موضوعی که اینجا قابلیت طرح دارد اینست: آیا حکومت از علاقه شدیدش به شهداست که این پروژه را آغاز کرده است ؟

 

اگر پاسخشان مثبت باشد، اولی تر این است که این شهدا را در مجلس، قوه قضاییه، وزارتخانه ها و حوزه های علمیه که محل کار خودشان است دفن کنند. اما می بینیم که آنجا دفن نمی کنند و به دانشگاه می آورند یا کوهستانها و جاهایی که محل تفریح مردم است. امروز حکومت در دستان اقلیتی است که قصد تصرف امکان مختلف را دارد و شهدا را ابزاری برای تصرف جاهایی که در دسترسش نیست قرار داده است. حکومت می داند که در دانشگاه جایگاه ندارد، پس پشت شهدا سنگر گرفته و از آنجا برای تصرف دانشگاه حمله می کند.

 

خبرنامه امیر کبیر: شما به عنوان فردی که مدتها در جبهه ها حضور داشتید به نظر شما آیا خانواده های شهدا با این عمل موافقند؟

 

اعلایی: هیچ کسی از جانب خانواده ی آنها نمی تواند صحبت کند. خانواده های شهدا از طیف های متفاوتی هستند، موافق،مخالف…. همه ی مردم حتی آنان که مخالف جنگ هستند، برای شهدا احترام قایلند. آنها برای دفاع از وطن کار خود را درست انجام داده اند.

 

ما بر اساس تحلیل می گوییم حکومت دارد از این شهدا استفاده ی ابزاری می کند و این موجب وهن آنهاست. ممکن است حکومت بگوید که این اقدام نوعی احترام به شهداست. اگر واقعا به چنین چیزی معتقدند چرا در مقابل خانه، دولت، مجلس و قوه قضاییه این کار را نمی کنند.

 

خبرنامه امیر کبیر: طی سه سال اخیر، موارد اعتراض زیادی به این پروژه در دانشگاه ها شده و مصداق وهن اینجاست که دانشجویان به آنچه بهشان تحمیل شده باشد احترام نمی گذارند.

 

اعلایی: اینجا بحث، بحث حکومت است نه خانواده ی شهدا، همه ی شهدایی که در دانشگاه ها دفن می شوند گمنام هستند و حکومت متولی امر است نه خانواده ها! خانواده ی شهدا می توانند اعتراض ویژه کنند، ولی موضوع حکومتی است. رفتار حکومت با جامعه مدنی و احزاب نیز به گونه ای شکل گرفته که گویی چون سنگ لحدی مانع فعالیت آنهاست. دولت می تواند ادعای وکالت خانواده ی  شهدا را بکند، همانگونه که احمدی نژاد را برآمده از آرای کل مردم می داند.

 

خبرنامه امیر کبیر: بحث شهدای گمنام، آیا جایگاه واقعی دارند؟

اعلایی: پاسخ مشکل است. تعداد اسرا و شهدا در یک جنگ به طور دقیق مشخص نیست و در اثر اتفاقاتی ممکن است پیدا شوند. ما بخش عمده ی زمین هایمان در غرب و جنوب هنوز مین گذاری است و پاکسازی نشده و هنز ممکن است شهدایی باشند که پیکرهایشان پیدا نشده باشد. مثلا در جنبشهای مدنی در بسیاری از کشورها وقتی تعدادی کشته می شوند، تعداد دقیق مشخص نیست. در ۱۵خرداد خمینی گفت که ۱۵۰۰۰کشته دادیم در حالی که آمار رسمی از  خرداد تا انقلاب حدود ۲۴۰۰نفر بود. ما نمی توانیم به قطعیت بگوییم که کشته شدگان فقط همین ۲۴۰۰ نفر بودند، زیرا بسیاری از اینها اصلا شناسایی نمی شوند. در جنگ که شما صدها هزار نفر کشته دارید احتمالات خیلی بالاست و ادعای راست بودن آن را نمی توان رد کرد.

خبرنامه امیر کبیر: و وظیفه ی دانشجویان؟

اعلایی: دانشجویان خود وظیفه ی خود را بهتر می دانند. من اگر دانشجو بودم اجازه ی این کار را نمی دادم.

با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.



وجهه علمی شهدای دانشجو درخشش دیگری بر چهره تابناك شهادت است

این پست فقط و فقط برای اطلاع رسانی نظر آقای هاشمی رفسنجانی در مورد تدفین شهدای گمنام در دانشگاه تهران است.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مراسم یادواره شهدای دانشگاه ‏تهران گفت: در واقع شهدای دانشجو فضای لازم را برای تولید علم و پژوهشهای علمی در دوران ‏كنونی به وجود آورند.‏

 حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در این مراسم طی ‏سخنانی ضمن تقدیر از برگزاری یادواره شهدای دانشگاه تهران گفت: این شهدا ‏سرمایه‌های ارزشمند دانشگاه تهران و كشورمان هستند كه ما وظیفه داریم هر گرد و ‏غباری را از یاد، آثار و اهداف آنها دور كنیم و یادشان را همواره زنده نگه داریم.‏

وی برگزاری این یادواره را الگویی برای زنده نگه داشتن تاریخ شهدا دانست و گفت: این شهدا علاوه ‏بر امتیاز شهادت و ایثارگری، در علم و رشته های مختلف علمی تخصص داشته‌اند و با ‏سایر شهدای ایثارگر تفاوت مهمی دارند كه بعد علمی این شهدا، درخشش دیگری به ‏چهره تابناك شهادت داده است.‏
حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی بر ادای حق انكارناپذیر این شهدا بر گردن ملت ایران تاكید كرد و ‏گفت: یكی از حقوق شهدا بر گردن ما این است كه راه آنها با رهروان فراوان در تاریخ ایران ‏ادامه داشته باشد و آثار آن در سیاستهای كلی جامعه نمود پیدا كند.‏
وی با اشاره به برخی از آیات قرآن در مورد شهید و شهادت گفت: قرآن بارها تاكید می‌كند ‏كه شهیدان زنده هستند و نزد خداوند از رزق الهی برخوردارند.‏
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: احیای نام شهدا نه تنها یك وظیفه اسلامی ملی و ‏انسانی است بلكه بیش از آن عبادتی ارزشمند است همانگونه كه آثار شهدای كربلا ‏پس از 1400 سال هنوز ملموس است و باعث تعالی سایر انسانها می‌شود تا به رشد ‏معنوی دست یابند.‏
  وی رسیدن به مقامات عالی عرفانی را از مواهب خداوندی به شهدا دانست و گفت: رزق ‏شهدا نزد خدا تعیین شده و پایان ناپذیر است كه شامل خیر و بركتی كثیر است كه باعث ‏شده جلوتر و عالیتر از سایر انسانها در رسیدن به خداوند باشند.‏
این عضو هیات علمی دانشگاه تهران خاطرنشان كرد: شهدا انسانهای ویژه‌ای هستند كه ‏با جهاد به مقامات عالی رسیدند به ویژه شهدای داوطلبی كه به امید شهادت به راه ‏مجاهدت رفتند بی‌آنكه نام و نشانی از آنها به جای بماند و تنها اجر و قرب الهی و معنوی ‏را مدنظر داشتند.‏
وی دستاوردهای علمی امروز جامعه را حاصل ایثار و از خود گذشتگی شهدا دانست و ‏گفت: فراهم آمدن فضای امن و آرام برای پژوهشهای علمی در دانشگاه و ایجاد فضای ‏پیشرفتهای علمی حاصل ایثار شهدای دانشجو و اساتید شهید است.‏
حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی در ادامه به شهدای صدر اسلام و ایثارگریهای آنها به ویژه در جنگ ‏احد اشاره كرد و گفت: وعده حق خداوند از آن زمان تاكنون برای شهدا ادامه دارد و در ‏حال حاضر در جنگ روانی كنونی كه از همه رسانه‌های جهانی علیه مردم ایران وجود دارد ‏این ملت می ایستد و با همان استقامت آن دوران، محكم در برابر دشمن ایستاده است.‏
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دانشگاه تهران را در مركز اصلی علمی كشور ‏دانست و یادآور شد: حضور 400 شهید از افتخارات این دانشگاه است كه در سطح ‏جهانی و كشوری هم می‌درخشند و به افتخارات این مركز بزرگ توسعه علمی می‌افزایند.‏


کدام بهره ی سیاسی؟

روی این سخن با آن عزیزانی که اساسا به ارزش شهداء اعتقادی ندارند نیست. اگر چه به عقیده ی نگارنده عقیده ی هر کسی و از جمله این عزیزان محترم و در عین حال شنیدنی است، ولی در این جا می خواهم بحث دیگری بکنم.

بنده فقط کوتاه عرض می کنم برای بزرگداشت شهید نیازی به متدین بودن و یا داشتن تعصبی خاص نیست بلکه در جوامع غیر ایرانی تنها وهابی ها هستند که به شهداء بر خلاف نص صریح قرآن کریم به عنوان مرده نگاه می کنند. امریکایی ها، فرانسوی ها، چینی ها و روس ها و خلاصه تمام ملت های دنیا به شهیدانشان احترام می گذارند و این کار را ضامن حفظ خود می دانند.


جورج بوش در حال احترام به کشته شدگان سواحل نورماندی در کشور فرانسه و بزرگداشتی که از

سوی دو کشور فرانسه و امریکا برای نظامیان ارتش امریکا برگزار شده بود.

اگر هم که به دین اسلام اعتقاد دارید ولی مساله ی زیارت خیلی برایتان روشن و محکم نیست از شما دعوت می کنم که به نوشته ای با نام «ارزش شهادت و زیارت در کلام ائمه ی اطهار» که در همین شماره به چاپ رسیده توجه بفرمائید. البته ما مشتاق شنیدن نظرات شما در وبلاگمان هستیم.

 

اما می رسیم سر اصل مطلب. چرا گفته می شود که نباید از تدفین شهداء بهره برداری سیاسی شود؟

بهره برداری سیاسی چیست؟

اولین کار این است که معنی بهره برداری سیاسی را مشخص کنیم. منظور این عزیزان این است که موافق هستند که بهره برداری معنوی از این کار بسیار زیاد است ولی ضرر این کار هم زیاد است چرا که این کار می تواند تایید کننده ی بعضی چیزها باشد که خود شهداء موافق آنها نیستند. اما شهید چه چیزهایی را تبلیغ می کند؟ به طور حتم یکی از موارد زیر است:

-         تقویت گفتمان شهادت طلبی و آزادگی و ظلم ستیزی و آرمان های جمهوری اسلامی

-         تایید و تقویت برخی تشکل ها و گروه های درون دانشگاه مثل بسیج

با تقویت اولی که کسی مخالف نیست. همگی موافق هستند که باید شهید را به عنوان الگوی اجتماع در دفاع از آزادگی و عدالت قرار داد. آرمان های جمهوری اسلامی هم مشخصا همین ها هستند(اگر چه در مرحله ی اجرا فاصله یمان زیاد است). اما شهید خود به خود و بالذات فرهنگ فداکاری در راه خدا و وطن و نیز فرهنگ سربلندی و ظلم ستیزی را گسترش می دهد و این چیزی فراتر از دعواهای سیاسی امروز جامعه ی ماست که چه درون دانشگاه و چه خارج از آن جریان دارند.

اگر کسی فکر می کند که در تایید همین آرمان ها از شهدا استفاده ی ابزاری می شود باید پرسید که استفاده ی ابزاری از قرآن در جهت اثبات وجود خدا اشکالی دارد؟ خوب این شهدا هم برای اعتلای جمهوری اسلامی جانشان را باخته اند و قطعا لذت می برند که چنین رفتاری با آن ها بشود که قطعا تقویت کننده ی این نظامی خواهد بود که آن ها برایش خون داده اند. خیلی ساده است به وصیت نامه ی این شهدا که در این شماره و شماره های بعدی به چاپ می رسد توجه کنید. پس مالک واقعی شهدا این ملت هستند که در روز راهپیمایی 22 بهمن نشان دادند که حقیقتا آرمان های انقلاب را دوست دارند و به آن ها پایبندند.

اما مساله دوم؛ یعنی «استفاده از شهداء به نفع بسیج».

 

دقیق صحبت کنیم ...

باید به این جمله ی بالا با دقت نگاه کنیم. واقعا بسیج چه بهره برداری ای می تواند از این حرکت بکند؟ بهره برداری مادی؟ مثلا می خواهد این مزار شهداء را تبدیل کند به محل ورود و عزاداری افراد غریبه و غیر دانشجوی خارج از دانشگاه؟ دیدیم که در هیچ دانشگاهی که شهداء تدفین شدند چنین اتفاقی نیفتاد.

یا مثلا می خواهد خودش را به عنوان کسی که طرفدار آرمان های شهداست جا بزند؟ این جا باید پرسید آیا واقعا بسیج طرفدار واقعی آرمان های شهدا نیست؟ البته همیشه در تشکل مهم و بزرگی مثل بسیج اشکلاتی وجود دارد ولی آیا این دلیل می شود که به کلی این نهاد یک تشکل ضد آرمانی باشد؟ آن هم آرمان های شهدای هشت سال دفاع مقدس که بسیاریشان بسیجی بوده اند و به این بسیجی بودن افتخار می کرده اند؟

البته این واقعیتی است که با تدفین شهدای گمنام در دانشگاه ما آرمان های انقلاب اسلامی که همان آرمان های بسیج هستند تقویت خواهند شد و طبیعتا از این گریزی نیست که تشکل موجود بسیج به این صورت تقویت شود ولی آیا این منطقی است که با اصل مساله مخالفت کنیم به این بهانه که مبادا مثلا فلان اشتباه بسیج دانشجویی تایید شود؟!

بسیج را گسترده تر از بسیج دانشجویی ببینید. هر کسی که صادقانه کمترین دلبستگی ای به دینش و کشورش دارد عضو واقعی بسیج است. به طور قطع تدفین شهدای گمنام در دانشگاه ما بیشترین سودش متعلق به ملت آرمان خواه ایران خواهد بود که این شهداء از دل همانان برآمده اند.

مخلص کلام این که بسیج اصلا هیچ نفع مادی در این زمینه ندارد و نمی تواند بهره برداری آنچنانی بکند که بخواهیم در رابطه با آن از جمله ی «استفاده از شهداء به نفع بسیج» استفاده کنیم.

 

یک راه حل دیگر برای حل مساله

همان طور که گفتیم هر کسی که دلبسته ی شهداست عضو بسیج مردمی ایران است. این مراسم نیز به نفع همین افراد برگزار می شود و در نتیجه این تصور اشتباه است که هر گونه سوء استفاده ای قرار است توسط بسیج صورت بگیرد.

با این پیش فرض بهترین راه برای گروه هایی که در انجام این کار سهیم نیستند این است که به جای گرفتن موضع انفعالی، خود را همراه این موج ببینند و بیایند و در ستاد تدفین شهدای گمنام که تشکل های مختلف در آن حضور دارند به تکریم این شهداء بپردازند.

 

به قول خواجه:

گوی توفیق و کرامت در میان افکنده اند

کس به میدان در نمی آید سواران را چه شد

 

یا علی


ای نام تو بهترین سرآغار ...

به نام خداوند مهربان

 

·         این نشریه را با یاد خدای متعال شروع می کنیم. خداوند عقل و منطق. خداوند مهر و عشق.

·         این نشریه ای است که به راه افتاده است تا به دور از هر گونه جنجال و سر و صدا و با پناه بردن به منطق به بررسی مسائل دانشگاه بپردازد. مسائلی که برای دانشجویان مهم است.

·         ما به تمامی آرمان های انقلاب اسلامی ایران پای­بند هستیم همچنان که قاطبه ی دانشجویان این طورند ولی تعالی اجتماع را در بزرگداشت تک تک افراد آن و دادن امکان انتخاب آگاهانه به آن ها می دانیم و وجود چنین نشریه ای را لازم دیدیم چرا که فکر می کردیم چیزی که این سال های امیرکبیر کمتر به خود دیده است مقداری آرامش و منطق است.

 

در کف ندارم سنگ من، با کس ندارم جنگ من

با کس نگیرم تنگ من، زیرا خوشم چون گلستان

 

·         گفتیم اولین کارمان را روی مساله ی امروز دانشگاه انجام بدهیم که همان تدفین شهدای گمنام است. به این ترتیب می توانیم نشان بدهیم که می شود با منطق و استدلال و آرامش به تحلیل مسائل دانشگاه امیرکبیر پرداخت و به نتایج مشترک رسید. این طور است که صف دانشجویان متحد می شود و همه با هم به سوی ارزش هایمان حرکت می کنیم.

·         اکثریت دانشجویان امروز ایران به گفتمان انقلاب اسلامی و مشی حق پرستانه ی آن اعتقاد دارند. این اعتقاد باعث می شود که از جان فشانی در راه حق با نهایت احترام یاد کنند و طبیعتا شهداء را به عنوان الگوهای کامل و عارفان واصل در این طریق بشناسند. پس هیچ کس از این که شهداء در دانشگاه دفن شوند (در صورتی که ضرر بزرگتری متوجه آن نباشد) بیزار نیست که بزرگداشت مجاهدان راه حق و وطن در تمام جهان معمول و شناخته شده است. (حتی برخی کشورهای متجاوز جنگ جهانی دوم مثل کشور ژاپن هر ساله اقدام به انجام چنین کاری می کنند.)

·         اما هنگامی که قافله ی راهیان بهشت در حرکت است حیف است که گروهی از دانشجویان پاک دل به خاطر مصالحی که می سنجند از حرکت باز بایستند و به این ترتیب این جشن خوشامد گویی ناکامل باشد. در نتیجه این نشریه می خواهد در این مساله نقش اطلاع رسانی را بازی کند. یعنی با شنیدن مشتاقانه ی نظرات تمامی مخالفین با نهایت احترام و تواضع (ان شاء الله) به بیان نظراتش بپردازد و اگر مشکلی در راه برگزاری این مراسم در اذهان وجود دارد برطرف سازد.

·         اگر چه تمامی دانشجویان شهدایی را که تمام هستیشان را برای آسایش آن ها فدا کرده اند دوست می دارند ولی هر کسی به طریق خودش به آن ها احترام می گذارد. کار دیگر این نشریه احترام به تمامی صاحبان معرفت است و می خواهیم هر کسی آن طوری که می پسندد به این میهمانی بیاید. نه چفیه و نه چادر بیان کننده ی درجه ی افراد نزد خدای تعالی نیست. پس نه ما خود را برتر از کسی می بینیم و نه هرگز به خود اجازه می دهیم که کسی را ضعیف و بی دین معرفی کنیم و مطمئن باشید که خود شهیدان مقدم هر کسی را با هر درجه ای بزرگ می دارند و چه خوب است که در این سیل کسی جا نماند که جا ماندگان روزی حسرت خواهند خورد.

·         ما بی طرف نیستیم چرا که بی طرفان یا بی خبرند یا ترسو. مهم ترین وظیفه ی هر کسی در این اجتماع آگاهی است. حتی اگر می خواهیم با کاری مخالفت کنیم باید آگاهانه اقدام کنیم و به طور قطع اگر تدفین شهداء در دانشگاه تکلیف نباشد آگاه بودن تکلیف هر فرد است.  تکلیفی ملی و انسانی و دینی. بی خبری گناهی است نابخشودنی؛ بی خبران انسان های بدون درد هستند و انسان های بی درد با آرمان انسانیت فاصله ای بی اندازه دارند.

·         دانشجویان دانشگاه تصمیم گرفته اند که شهداء را نزد خود بیاورند تا فرهنگ شهادت را فراموش نکنند و به جای این که آن ها را دور از شهر و گویی دور از زندگی روزمره یشان به معنای واقعی کلمه دفن کنند به این سخن اعتماد کنند که «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا، بل احیاء عند ربهم یرزقون».

·         رسم زمانه این طور بوده است که وقتی حسین بن علی علیه السلام شهید شد، عاشقان او بر دور مزار او شهری ساختند که تا ابد مدح و عظمت این بزرگ مرد را به حافظه ی تاریخ بسپارند؛ وگرنه کربلا جز صحرایی نبود میان دو نهر آب. خداوند او را بزرگداشت و فرمود که حائر حسینی (دور مقبره ی حضرتش) یکی از دو مکانی در این جهان است که تکه ای از بهشت است. پس ما نیز به خدای خود اقتدا می کنیم و رهروان طریق اباعبدالله را که طریق ظلم ستیزی و آزادی است بزرگ می داریم.

·         دانشجویان به نمایندگی از ملت رنج دیده ی ایران تصمیم گرفته اند راه این شهیدان را ادامه بدهند و با برکت معنوی این شهداء آنگونه معرفت پروردگار متعال را در دل خود بپرورانند که عشق حضرتش را با هیچ چیز عوض نکنند و حرکتشان را به سوی مبدا عشق و کمال با عزم بیش از پیش و با تذکری هر روزه پیگیری نمایند.

·         این نشریه صاحب یک وبلاگ است با نام گفتگو (وبلاگ حاضر). آماده ی شنیدن و چاپ کردن نظرات شما هستیم: http://goftogoo.mihanblog.com

·         ما و هر کس دیگری در این دستگاه خلقت صاحب هیچ چیز نیستیم و تقسیم کننده ی بهشت و جهنم خدای متعال است و ما کیستیم که دخالت در امر حضرتش بنمائیم. هر کسی که در این راه می خواهد کمکی بکند از هر طیف و اعتقادی حقیقتا و واقعا و از صمیم قلب قدم بر چشم ما گذاشته است و مطمئن باشد که به استقبال خدای تعالی رفته است. ثبت نام از افرادی که می خواهند در همکاری مراسم شرکت کنند نیز در همین وبلاگ صورت می گیرد. البته می توانید با پست الکترونیکی ما نیز تماس بگیرید: goftogoomag@gmail.com

 

یا علی




این جا جایی است که می خواهیم در نهایت احترام به فهمیدن یکدیگر بپردازیم تا با همدلی قله های معرفت را فتح کنیم. عقل و عشق دو بال انسان هستند که باید از آن ها استفاده کنیم تا به اوج کمال برسیم.
مخالف محترم ترین فرد است و هیچ چیز برای حقیقت بدتر از این نیست که افراد یکدیگر را طرد یا تکفیر کنند و به جای این که به حرف بپردازند به فرد بپردازند.
این وبلاگ یک نشریه ی دانشجویی است که در آن به بحث و تبادل نظر پیرامون مسائل دانشگاه امیرکبیر می پردازیم.
اگر مرد راهی بگو یا علی

دانشجو


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :